توضیحات
**آسیبهای روانی شدید و اختلال در پیوندهای عاطفی اولیه با رهاسازی نیروهای مخرب غریزه مرگ، زمینهساز فروپاشی روانی، انزوای درونی و رفتارهای خودتخریبی در انسان میشوند**. **این انزوای اجتماعی و تجربه طرد، مغز را در وضعیت هشیاری بیش از حد و پایش مداوم تهدیدها قرار میدهد که در نهایت با مهارزدایی از تکانههای خصمانه، به شکلگیری رفتارهای تهاجمی و پرخاشگری میانجامد**. **ریشه این بحرانها غالباً به ترومای حلنشده، افسردگی یا سردی عاطفی والدین بازمیگردد که هم از طریق الگوهای رفتاری و ناسازگاریهای خانوادگی و هم از مسیر تغییرات زیستی فراژنتیکی (تغییرات مولکولی بدون دگرگونی در ساختار اولیه کدهای ژنتیکی)، به نسلهای بعدی به ارث میرسد**. **با این حال، از طریق رواندرمانیهای نوین رابطهمحور و مداخلههای بالینی چندمرحلهای که اولویت را بر بهبود آسیبهای روانی خودِ والدین و اصلاح رابطه والد-کودک قرار میدهند، میتوان این چرخههای مخرب بیننسلی را به طور موثر قطع کرد**.