اینطوریست که اگر آغوشی مانده باشد، یک داستان است و هیچ آغوشی نباشد هزار و یک داستان. آغوش از آن دست پدیدههاییست که فقدانش روایتیست بیانتها و حضورش توصیفیست زیبا.
ما مدام یکدیگدر را بغل میکنیم و بدون هیچ کلامی، احساسمان را بیان میکنید و آرام میگیریم. ما مدام یکدیگر را بغل میکنیم. چه در واقعیت و چه در رویا.
این قسمت با همراهی مهسا غفاری، کسری کبیری و اصغر علیزاده آماده شده
موسیقی ابتدای این قسمت از چارتار بود با عنوان آغوش. و بعد از اون متنی نوشته مهسا غفاری رو شنیدید با صدای خودش.
موسیقیای با عنوان بیهوا رو در ادامهش شنیدید و بعد، متنی از کسری کبیری رو گوش دادید با صدای خودش.
روی قطعهای از دال بند با عنوان همآواز، متنی از اضغر علیزاده رو خوندم و در ادامهش،
داستان کوتاهی با عنوان صندلی انسانی، از کتاب اتاق قرمز رو.
موسیقی انتهایی هم عنوانش بود قرار با صدای زند وکیل.
اولین نفر کامنت بزار
تمامی حقوق این وبسایت متعلق به شنوتو است