سلام به شما… سلام به تمامِ روحهایِ خستهای که در این لحظه، با این صدا، به دنیایِ من پناه آوردهاند
من دارم از پشتِ میکروفون، به شما فکر میکنم. به شما که از شهرهایِ مختلف، از میانِ تلاطمهایِ زندگی، گوشههایی از گوشهیِ اتاقهایتان را برای من باز کردهاید
من صدایِ شما را میشنوم… صدایِ ترافیکِ بیپایانِ بزرگراهِ همت در تهران، جایی که چراغهایِ قرمزِ پشتِ شیشهیِ ماشینها، مثلِ چشمهایِ خستهیِ آدمهایی است که فقط میخواهند به خانه برسند و از خودشان فرار کنند. صدایِ بادِ سردی که در کوچههایهِ باریکِ اصفهان میپیچد و بویِ خاکِ نمناک و گز داغ را با خودش میآورد؛ جایی که شاید همین حالا، زیرِ نورِ یک چراغِ قدیمی، با یک فنجانِ چای، به دنبالِ معنایِ یک از دستدادنِ بزرگ میگردید
از شما در شیراز که در آرامشِ باغهایِ زیبا بی پایان و سرسبز شیراز، با خودتان خلوت کردهاید؛ از شما در تبریز که سرمایِ جادهها، گرمایِ خاطراتِ قدیمی را در قلبتان زنده میکند؛از شما که در کرمان و داغی کویر توی باغ های زیبای پسته دنبال این هستید که پسته ها رو بیشتر به خندوندن وادار کنید. شما که در کرمانشاه و دیار شیرین و فرهاد با صلابت دارید برای آرامش خانواده تون می جنگید از شما در مشهد، در میانِ هیاهویِ آرزوها؛ و از شما در جنوب، جایی که گرمایِ هوا، سنگینتر از سنگینیِ دلهایِ آدمهایِ تنهاست
ما همه، هر کجا که هستیم، در یک «آینه» ایستادهایم. آینهای که شاید شکسته باشد، اما باز هم تصویرِ ما را نشان میدهد. امروز، ما قرار نیست فقط یک فیلم را تحلیل کنیم. امروز قرار نیست فقط دربارهیِ یک داستانِ سینمایی حرف بزنیم. امروز میخواهیم دربارهیِ «بهایِ انسان بودن» حرف بزنیم. میخواهیم بدانیم چرا وقتی زخمی میشویم، اولین واکنشِ ما، میل به «فراموشی» است؟ چرا میخواهیم با دکمهای جادویی، بخشی از وجودمان را که درد میسازد، حذف کنیم؟
امروز، در اپیزود هفتمِ «آینه شکسته»، ما با فیلمِ Eternal Sunshine of the Spotless Mind همراه میشویم؛ اما نه از دریچهیِ سینما، بلکه از دریچهیِ خون، از دریچهیِ شعر، و از دریچهیِ عمیقترین لایههایِ روانِ ما
BRAND_USER
6 روز پیشسلام ودرود. بزرگی گوید: "دنیا کلافیست پیچیده شده دررنج" درحقیقت دررنج است که زندگانی معناپیدا میکند، و در این تضادها، غم وشادی،درد وبی دردی، پستی وبلندی،سلامتی وبیماری،و.... اینهاست که به زندگییت معنامیبخشند،والبته "پذیرش" قسمت مهم ماجراست. تااون پذیرش رو نداشته باشی ودرک نکرده باشی، به اون معنانمیرسی،وبالاتر از اون به مقام رضا نخواهی رسید. جایی که توحتی از گذر کردن از رنج ودرد وبلا و... لذت میبری، چراکه تودیگر به مقامی رسیده ای که دیگر درد با راحتی وبی دردی برای تو مساویست. ممنوووونم بابت صحبتهای زیبا یتون،همچنین صدای دلنشین شما. امیدوارم که موفق ومؤید باشید. انشاالله 🥰🥰🥰💐💐💐🙏🙏🙏
BRAND_USER
6 روز پیشسلام برشماامیرعزیز. بسیااااار عالی بود. ممنونم بابت صحبتهاوشعرهای زیباتون. دست مریزاد. 🥰🥰💐💐🙏🙏🤲
BRAND_USER
6 روز پیشسلام
BRAND_USER
2 ماه پیشحقیقت اینه که بعضی آدمها و بعضی اتفاقها هیچ وقت کاملا از زندگی ما پاک نمیشه فقط با گذشت زمان دیگه مرکز زندگیمون نیستن و کم کم به حاشیه میرن منظورم اینه که اوایل جدایی یا مرگ عزیز غم همه زندگی آدم رو اشغال میکنه اما کم کم زندگی دوباره جون میگیره دوباره کار میکنی میخندی سفر میری آدمهای جدید وارد زندگیت میشن و خاطره های تازه میسازی ولی غم هنوز هست ولی دیگه تمام زندگیت نیست
احمد افشین مهر همه چیز از همه جا همه چیز از همه جا
2 ماه پیشعالی بود مثل همیشه در پناه هستی بخش زندگی
Alchemist
2 ماه پیشبسیار عالی مثل همیشه ممنون از شما 👏👏🙏👌🌹
تمامی حقوق این وبسایت متعلق به شنوتو است