• 2 ماه پیش

  • 69

  • 01:08:32

در همه دیر مغان نیست چو من شیدایی ۴۹۰

رواق / Ravaq
0
توضیحات

«««««🍷می‌بهـا»»»»»

غزل نمره ۴۹۰

فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن


در همه دير مغان نيست چو من شيدایی

خرقه جایی گرو باده و دفتر جایی

دل که آيينه‌ی شاهی‌ست غباری دارد

از خدا می‌طلبم صحبت روشن‌رایی

کرده‌ام توبه به دست صنم باده‌فروش

که دگر می نخورم بی رخ بزم‌آرایی

شرح اين قصه مگر شمع برآرد به زبان

ور نه پروانه ندارد به سخن پروایی

کشتی باده بياور که مرا بی رخ دوست

گشت هر گوشه‌ی چشم از غم دل دريایی

اين حديثم چه خوش آمد که سحرگه می‌گفت

بر در ميکده‌ای با دف و نی ترسایی

گر مسلمانی از اين است که حافظ دارد

آه اگر از پی امروز بود فردایی


با صدای

رده سنی
محتوای تمیز
تگ ها
shenoto-ads
shenoto-ads